مجله اينترنتي هفته دهان سوز (SpicyWeek) ويژه کشور امارات که تماما به زبان فارسي بوده و شامل مقاله هاي جالب در زمينه هاي مختلف خانوادگي، اجتماعي، سلامت و بهداشت، زيبائي و مد و همچنين مطالب مفيد در مورد سرمايه گذاري، کار و تجارت، املاک و شهر نشيني در امارات است، منتشر شد.

اين مجله را در آدرس زير بخوانيد:
www.spicyweek.com


البته شما حق انتخاب هاي زيادي نداريد و بايد از ميان ليست شش نفره مجله هلو(http://www.hellomagazine.com/)، يکي را انتخاب کنيد و راي دهيد. جالب اينکه تا اين لحظه، آقاي Daniel Radcliffe بيشترين راي را آورده است.

من هم مثل خيلي ها نمي دونستم اين آقا کي هست، قرار هم نيست به شما بگم که ايشون کي هست ولي آدرس سايتشو مي دم که ببينيد، اميدوارم متوجه بشيد:



به هر حال، اين آقا فعلا که بيشترين راي را آورده است. شما هم مي توانيد در اين راي گيري شرکت کنيد:


هيچ دقت کرديد که در اکثر نقاط شهر دبي، ساخت و ساز هاي زيادي در حال کار هست و انواع وسايل و ابزار و جرثقيل هاي غول پيکر و غيره، همه جا پراکنده است؟
آدم گاهي احساس مي کنه داره تو يک سايت بزرگ ساخت و ساز زندگي ميکنه با تمام خطرات آن. واقعا چه امنيتي هست که وقتي داريم در خيابان ها حرکت مي کنيم، ناگهان حتي يک سنگ ريزه کوچيک از بالاي يکي از اين ساختمان هاي در حال ساخت به پايين پرتاب نشه؟ حتما مي دونيد که همون سنگريزه مي تونه باعث وارد آمدن صدمات شديدي به آدم بشه.
من معتقدم تمام ساکنين امارات بايد از طرف دولت در مقابل اين خطرات بيمه شوند و هزينه اين بيمه را هم بايد شرکت هاي سازنده بدهند.
اگر واقعا به امنيت سايت هاي ساخت و ساز ايمان دارند که نبايد نگران اين هزينه براي بيمه مردم باشند. اگر هم اين سايت ها براي مردم خطر ساز هست (که حتما هست) پس وظيفه دولت هست که مردم را در مقابل اين خطرات بيمه کنه.
نظر شما چيه؟

يک عکس جالب از Mall of the Emirates از يک زاويه خوب که تا حالا نديده بودم. شايد براي شما هم جالب باشه:

Spurce: http://www.skidubai.com

لبخند

4:35 PM | 0 comments


بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است .
در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم .
او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟ " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .

پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.
يك لبخند زندگي مرا نجات داد
بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي وارزشمند نهفته است. من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند."

داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد.



امروز دنیا شاهد یک تحول جدید به نام برج دبی است. این برج که هنوز ساخت آن کامل نشده است هم اکنون 1/512 متر ارتفاع دارد که از برج تایپه 101 تایون سبقت گرفته است. تایپه 101 از سال 2004 تاکنون ارتفاع 508 متر بلندترین بام دنیا بوده است.

گرگ سانگ ( (Greg Sangیکی از مدیران شرکت اعمار می گوید " این برج نماد دبی درکل دنیا خواهدبود"برج دبی تاکنون 141 طبقه شده است و با این حال رکورد بیشترین طبقات ساختمانهای دنیا را دارد.طبق برنامه زمانی پیش بینی شده ، ساخت این برج تا سال 2008 به پایان می رسد . ارتفاع نهایی آن بیش از 693 متر است و از فاصله 100 کیلومتری قابل رویت خواهد بود.

عملیات حفاری این پروژه در ژانویه 2004 آغاز شده است وتا 1276 روز دیگر برج دبی بلندترین برج دنیا خواهد شد.مشخصات برج دبی پس از تکمیل :
- بیشتر از 160 طبقه
– 56 آسانسور با سرعت 75/1 تا 10 متر در ثانیه
- 2 آسانسور شیشه ای با چشم انداز کاملی از دبی که قابلیت حمل 42 نفر در آن واحد را خواهد داشت
- اولین هتل جیور حیو آرمانی
- طبقه 124 برای کنترل کل ساختمان
مصالح بکاررفته پس از تکمیل :
- 000/330 متر مکعب بتون
- 000/39 تن میل گرد استیل
- 000/142 مترمربع شیشه
- 22 میلیون نفر ساعت
گرگ سانگ معتقد است که این برج ، دبی را در کل دنیا مطرح خواهد کرد.برج دبی درزمینی به مساحت 500 جریب و ارزش 20 میلیارد دلار، گرانترین زمین دنیا راخواهد داشت انتظار می رود که این پروژه رکورد هر 4 معیار معرفی شده در کمیسیون ساختمانهای بلند وبرجهای مسکونی (CTBUH) را تغییر دهد . این 4 معیار عبارتند از : ارتفاع ، تعداد واحدهای هر طبقه ، ارتفاع سقف و ارتفاع کل ساختمان با احتساب مغازه ، آنتن یا پرچم ساختمان ( فقط با احتساب طبقات مسکونی )مدیر عامل مشاورین املاک اعمار می گوید: " برج دبی دستاورد بزرگی برای بشریت محسوب می شود والهام بخش نسل های آینده برای خلاقیت و خرق عادتها خواهد بود."آسمان خراش های بلند دنیا بعد از برج دبی وتایپه 101 عبارتند از :

- برج Petronas درمالزی با ارتفاع 452 متر
- برج Sears در شیکاگو با ارتفاع 442متر
- برج Jin Mao در شانگهای با ارتفاع 421 متر
- ساختمان Empire State در نیویورک با ارتفاع 381 متر



اگر زنی قد بلند، بلوند و زیبا با اندامی خوش فرم وارد اتاقی بشود، اولین چیزی که به ذهن هر کسی می رسد چیست؟ مدل. سر به هوا. سبک مغز. وکیل؟ به احتمال زیاد سه گزینه اول به فکر خطور خواهد کرد، زیرا بسیاری از ما (چه زن و چه مرد) به ندرت زیبایی را نشانه هوش و ذکاوت می دانیم.
اما در مورد مردها اینطور نیست؛ تقریبا همیشه مرد قد بلند جذابی که لباس خوش دوختی به تن دارد را نماد موفقیت، ثروت و تاثیر می دانیم، و خوش قیافگی به ندرت نکته منفی برای آنها در نظر گرفته می شود. ولی ما انسان های معمولی اغلب وقتی از آدمهای زیبا می شنویم جذابیت چه بهای گزافی دارد یا اینکه چیزی مثل زیبایی بیش از حد وجود دارد ناباورانه به آنها نگاه می کنیم. اما آیا هیچ وقت فکر کرده اید تعصبات و پیش داوری های خود ما به این نظریه دامن می زند؟
فرد تامپسون سناتور جمهوری خواه پیشین ایالت تنسی، که درگیر انتخابات ریاست جمهوری است در حال حاضر مجبور است با بحرانی که وجهه سیاسی او را تهدید می کند مبارزه کند؛ زیرا همسرش جری تامپسون زنی زیبا، بلوند، با اندامی زیبا و پوستی برنزه و بیست سال کوچک تر از اوست. مطبوعات به او لقب همسر تزئینی داده اند، در حالیکه جری تامپسون پیش از این مشاور رسانه ای سیاسی بوده و مدتها برای کنفرانس جمهوری خواهان سنا و یک شرکت حقوقی خوشنام در واشنگتن کار کرده بود. تامپسون ها مدتی است موضوع بحث محافل آمریکا و باعث مطرح شدن مسئله ای قدیمی درباره زنان شده اند؛ آیا می توان زنی را هم زیبا و هم کارآمد در نظر گرفت بدون آنکه یک ویژگی، خصوصیت دیگر را نفی کند؟
بررسی فرهنگ امروز نشان می دهد مردم بطور روز افزونی بر طبق ظاهر و نه دستاوردهای واقعی درباره چهره های اجتماعی قضاوت می کنند. گرچه بسیاری از ستارگان هالیوود و دیگر اشخاص مشهور (همچون پاریس هیلتون و نیکول ریچی) مصداق این مدعا هستند، اما در عین حال بازیگری فوق العاده مثل ناتالی پورتمن را می بینیم که در عین زیبایی فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد هم هست.خارج از محدوده بازیگران و دیگر چهره های مطرح هم می توان تناقض هایی را یافت. بنظر می رسد میزان قضاوت های سریع مبتنی بر زیبایی در فرهنگ ما افزایش یافته است؛ در عین اینکه قدرت زیبایی را می پذیریم و حتی بدنبال کسب آن نیز هستیم، آماده ایم با قضاوت کردن درباره افرادی که دارای چنین مزیتی هستند، و با زیر سوال بردنشان آنها را تنبیه کنیم.
در دنیای تلویزیون هم که مدتهاست تحت تسلط مردانی جذاب با صدایی قوی و پرطنین قرار دارد، زنان همواره تلاش کرده اند با بار سنگین زیبایی کنار بیایند، که موقعیت بسیار دشواری است؛ برای گویندگی اخبار بایستی زیبا بود، و با این حال اگر گوینده ای زیبا باشد مردم فکر می کنند فقط به درد خواندن اخبار از روی صفحه تلویزیون می خورد.
لارا لوگان مدیر مکاتبات خارجی CBS ـ که زن بلوندی از آفریقای جنوبی و قبلا مدل مایوهای زنانه بوده است ـ در کنار افرادی همچون کتی کوریک و دایان سایر همچنان با مسئله تناقض زیبایی و هوشمندی دست به گریبان هستند. انگار که این موضوع نوعی پارادوکس محسوب می شود.کوریک نخستین گوینده زن اخبار شب در CBS بوده و تا کنون بحث ها و مشاجرات زیادی درباره توانایی او برای ارائه اخبار و تفاسیر سنگین تر صورت گرفته است. چرا؟ چون یک زن است؟ چون زن زیبایی است؟ یا چون زن زیبایی است که قادر به برآوردن انتظارات ما در زمینه برتری و اعتبار نیست؟
این مسئله یک دور باطل است و واضح ترین نمونه های آن را می توان در بین سوپر مدل ها مشاهده کرد که دائما نشان می دهند فقط یک اندام فوق العاده نیستند. کریستی ترلینگتون، هلنا کریستنسن، تارا بنکس و دیگر مدل هایی را در نظر بگیرید که توانسته اند بخاطر هوش و توانایی های ذهنی اشان حرفه خود را تبدیل به تجارتی بزرگتر بکنند. تعجب و شگفتی دائمی افراد هنگامی که با زیبایی همراه با موفقیت روبرو می شوند یکی از دلایل شکست جنبش زنان بوده و نشان می دهد که هنوز نمی توانیم دست از پیش داوری ها و تعصبات خود برداریم.
آبیر مدل سبزه و مومشکی حدودا سی ساله ای است که بتازگی حرفه ای مدل لباس بودن را پشت سر گذاشته و اکنون عکاس موفقی است. او بخوبی از غیرمنصفانه بودن این الگوی زیبایی مطلع است، اما معتقد است می توان از این قضیه استفاده کرد: "اگر خداوند به کسی زیبایی اعطا کند آن فرد حق دارد از زیبایی اش به نفع خود استفاده کند. با اینحال من مدتها پیش عهد کردم که هیچ وقت بر اساس ظاهر درباره کسی قضاوت نکنم. زیرا در این صورت اصلا نمی توان طرف مقابل را درک کرد". همچنین می گوید که خود مورد چنین پیش داوری هایی قرار گرفته، اما عادت دارد با خنده از کنار این مسائل بگذرد.لانا 35 ساله که دو فرزند دارد و همچنان زیبایی خود را حفظ کرده، دیدگاهی کاملا متفاوت دارد و می گوید زیبایی به هیچ وجه یک مانع نیست: "خب معلوم است که با آدمهای زیبا بطور متفاوتی رفتار می شود. در رستوران سرویس بهتری به شما ارائه می شود، می توانید از ایستادن در صف فرار کنید و مسلما کارها را خیلی سریعتر از فردی عادی انجام دهید. اگر زیبا هستید و می خواهید از این زیبایی به نفع خود استفاده کنید باید فوت و فن اینکار را یاد بگیرید. البته زن ها به این امید که وجهه زنهای دیگر را از بین ببرند خیلی سریع درباره آنها قضاوت می کنند. چون زیبایی همیشه یک تهدید محسوب می شود. که البته این موضوع چندان سندیتی ندارد. چون اگر قرار باشد فرد از جانب چیزی احساس خطر کند، احتمالا هوشمندی و شخصیت قوی خطر بیشتری دارند.